سایت همسریابی موقت هلو


بهترین اپلیکیشن دوستیابی چیست؟

اولین بلیطو بگیر خلاصه منتظر خبرتم بهترین اپلیکیشن دوستیابی اشکام تندتر از هر موقع دیگه ای روی گونم سرازیر شد با ترس به پشت سرم نگاه کردم وقتی دیدم

بهترین اپلیکیشن دوستیابی چیست؟ - دوستیابی


آدرس بهترین اپلیکیشن دوستیابی

دوباره چشمامو رو هم ببندم که یکهو موبایلم زنگ خورد عصبی برشداشتم خواستم قطعش کنم که یکهو با دیدن اسم شهرزاد چشمام گرد شد پوفی کشیدم تماسو برقرار کردم بی حوصله با لحن خشکی گفتم: بله؟ بهترین اپلیکیشن دوستیابی کجایی؟ اخمی کردم این چه طوری اینقدر پرو شده از من یه همچین سوالایی میپرسه؟به اون چه ربطی داره؟چرا لحنش یه طوریه بهترین اپلیکیشن دوست یابی در ایران خونه ای؟ چرا میپرسی؟ شهرزاد هیچی بیخیال چرا زنگ زدی؟ بهترین اپلیکیشن دوست یابی مکثی کرد احساس میکر دم میخواد گریه کنه اما داشت جلوشو میگرفت شهرزاد زنگ زدم بابت امروز ازت تشکر کنم خواهش میکنم آخرین کاری بود که تونستم برات بکنم بهترین اپلیکیشن دوست یابی در ایران کی برمیگردی انگلیس؟

هفته آینده شایدم توی این هفته بهترین اپلیکیشن دوستیابی باشه به سالمتی...من دیگه برم کاری نداری؟ نه بای تماسو قطع کردم و چشمامو روی هم بستم اینطوری نمیشد این وسط هم من اذیت میشدم هم شهرزاد پس بهتره زودتر این رابطرو تموم کنم شماره دامونو گرفتم که بعد از چند بوق جواب داد دامون مشترک مورد نظر در حال کپیدن بود لطفا برای رفع زحمت هرچه سریعتر اقدام فرمایید دامون برای امشب ببین بلیط برای انگلیس هست یا نه دامون که معلوم بود داشته استراحت میکرده یه لحظه هنگ کرد اما بعدش با لحن متعجبی گفت: دامون برای امشب؟

چرا اینهمه با عجله؟ مگه نمیگی برگردیم؟نانسی امروز زنگ زد بهتره زودتر برگردم انگلیس ببین برای امشب داره دوتا بخر دامون اگه نداشت برای فردا بگیرم؟ اولین بلیطو بگیر خلاصه منتظر خبرتم بهترین اپلیکیشن دوستیابی اشکام تندتر از هر موقع دیگه ای روی گونم سرازیر شد با ترس به پشت سرم نگاه کردم وقتی دیدم کسی نیست بیشتر پا تند کردم تا اینکه جلوی در خونش رسیدم نفس نفس زدم دستی به صورتم کشیدم تا اشکامو پاک کنم اما فایده ای نداشت چون دوباره صورتم خیس از اشک شد حالم اصال خوب نبود فقط یه چیز برام مهم بود اینکه به حرف مادرم گوش بدم سعی کنم گیر نیفتم و بهترین تصمیمو بگیرم جلوی در ریموتی سفید رنگ که ایستادم یکهو المپ باالی در خاموشو روشن شد که نشونه باز شدن در بود به در نگاه کردم نور چراغ های ماشین چشممو زد اما اهمیتی ندادم دستام اطرافم آویزون بود و کوله پشتیم دستم بود بی حرکت جلوی در ایستاده بودم خودش بود ماشین بهترین اپلیکیشن دوستیابی کره ای در که کامل باز شد تصویر من برای بهترین اپلیکیشن دوست یابی کامال معلوم شد با وجود اینکه شیشه ها دودی بود اما تعجبشو میدیدم تنها نبود یکی دیگه هم کنار دستش بود قیافش برام آشنا بود اما اهمیتی ندادم فقط با مظلومیت پشت هاله ای از اشک به بهترین اپلیکیشن دوستیابی کره ای که پشت فرمون بود خیره شدم در سمت راننده باز شد بهترین اپلیکیشن دوست یابی ترکیه از ماشین پیاده شد درو بست و به سمتم اومد مثل همیشه شیک و مرتب روبه روم که ایستاد بوی عطر تلخش توی بینیم پیچید یه جوری شدم اما نگاهمو ازش برنداشتم

چی کار میکنی بهترین اپلیکیشن دوست یابی در ایران؟

پاشا اینجا چی کار میکنی بهترین اپلیکیشن دوست یابی در ایران؟ بینیمو باال کشیدم و دستی به چشمام کشیدم با جسارت بهش نگاه کردم منم میخوام بیام انگلیس بهترین اپلیکیشن دوست یابی در کانادا به وضوح جا خورد رنگ نگاهش تغییر کرد به سمت ماشین برگشت و به پسری که داخلش بود نگاه کرد بعد دوباره به سمت من برگشت بهترین اپلیکیشن دوست یابی ترکیه شوخیت گرفته؟چی داری میگی؟مگه الکیه؟ لطفا...کمکم کن بهترین اپلیکیشن دوستیابی ایران...میخوام بیام اونجا...خودم پول دارم تو... همون لحظه در ماشین باز شد که باعث شد بتونم پسررو ببینم با دیدنش حسابی جا خوردم وای اینکه همون پسره بود که توی شرکت باهم توی آسانسور بحثمون شد اینجا چی کار میکرد؟یعنی دوست بهترین اپلیکیشن دوست یابی بود؟ چرا نمیایی بهترین اپلیکیشن دوست یابی ایفون؟پروازمون دیر میشه با ترس به سمتش برگشتم کالفه دستی توی موهاش کشید با ناباوری بهش نگاه کردم تو...تو...داشتی میرفتی؟...بدون...چرا پشت تلفن چیزی بهم نگفتی؟ بهترین اپلیکیشن دوستیابی ایران یکهویی شد بیا سوار شو اول برسونمت خونه من برنمیگردم خونه فرار کردم

بهترین اپلیکیشن دوست یابی ترکیه تو چه غلطی کردی؟

بهترین اپلیکیشن دوست یابی ترکیه تو چه غلطی کردی؟فرار کردی؟ چشمای اشکیمو به اطراف دادم و به هرجایی غیر از پاشای که عصبانی شده بود نگاه کردم بهترین اپلیکیشن دوست یابی رایگان با توام بهترین اپلیکیشن دوستیابی؟واقعا فرار کردی؟ اونکه امشب پرواز داشت نمیتونست به من کمک کنه دیگه چرا اینجا وایسادم؟فقط وقت تلف کردن بود همونطور که نگاهم روش بود چند قدم عقب رفتم دلم براش تنگ میشد فکر میکردم میتونم باهاش برم انگلیس اما اشتباه میکردم راهمون باید از هم جدا میشد درواقع درستشم همین بود سفر بی خطر آقا بهترین اپلیکیشن دوست یابی رایگان بهش پشت کردم و لبامو روی هم فشردم تا صدای گریم باال نره خواستم قدم از قدم بردارم تا ازشون دور بشم که بازوم کشیده شد اشکام ریخت اونام عین خودمو قلبم حسابی بی تابی میکردن حالم اصال خوب نبود نمیتونستم برگردم خونه چون اینبار جون مادرمم وسط بود امکان داشت بابا مادرمو بکشه بهترین اپلیکیشن دوست یابی در کانادا برگرد به سمتش برگشتم هنوز بازوم توی دستای قدرتمندش بود اخم کرده بود با سر به ماشین اشاره کرد بهترین اپلیکیشن دوست یابی رایگان سوار شو هم مسیر نیستیم پاشا بدرک گفتم سوار شو

مطالب مشابه


آخرین مطالب