سایت همسریابی موقت هلو


فیلیمو ورود و خروج راحت

اشک تو چشمام حلقه زد به سمت فیلیمو ورود به حساب کاربری برگشتم که میلرزید چشماشو به سختی روی هم بست بغض کردم فقط من میتونستم

فیلیمو ورود و خروج راحت - فیلیمو


فیلیمو ورود

لرزش خفیفی توی تنم ایجاد شد به سمت فیلیمو ورود با تلویزیون برگشتم که چشماش گرد شده بود اونم با تعجب به سمتم برگشت از این حرف فیلیمو ورود و ثبت نام هممون جا خورده بودیم

به خصوص من چرا تمام این مدت پاشا بهم نگفته بود که طلبکار بابامه؟اگه طلبکارشه پس چه طور اینهمه به من کمک کرده بود؟اصال چه طوری پدرم ازش پول قرض گرفته که اصال نمی شناستش پاشا یه مدرک کپی شدس اصلش پیش خودمه شما صد میلیون به من بدهکاری البته اصل پول ده میلیونه ولی خب سودشو حساب کنی میشه صد میلیون فکر کنم سه سالی میشه که بدهی تونو ندادید فیلیمو ورود با ناباوری به سمت پدرم برگشت که دستاش لرزیدو به برگه نگاه کرد مادرم رنگ به روش نمونده بود با تعجب به پدرم نگاه میکرد فیلیمو ورود نماوا صد میلیون؟ پاشا بله خانوم زمانی شوهرتون به بنده صد میلیون بدهکارن فیلیمو ورود با تلویزیون من چرا شمارو به جا نمیارم؟اولین باری که دیدمتون توی بیمارستان بود پاشا پدرتون از رفیق من پول قرض گرفته حسابی که رفیقم به پدرتون پول قرض داده با من مشترکه از اونجایی که پدرتون عجله داشته و ده میلیونو نیاز داشته حاظر میشه که سود باالیی که رفیقم بهش پیشنهاد میدرو قبول کنه فکر اینجاشو نمیکردید که بشه صد میلیون درسته؟

به سمت فیلیمو ورود به حساب کاربری برگشتم

اشک تو چشمام حلقه زد به سمت فیلیمو ورود به حساب کاربری برگشتم که میلرزید چشماشو به سختی روی هم بست بغض کردم فقط من میتونستم درک کنم که االن چه حسی داره فیلیمو ورود فیلیمو ورود ملکه گدایان تو ده میلیونو برای چه کاری میخواستی؟ فیلیمو ورود تلویزیون برای فیلیمو ورود با تلویزیون لرزیدم پاشا به سمتم برگشت و یه تای ابروشو باال داد اشکام سر ازیر شدن فیلیمو ورود به حساب کاربری صداش میلرزید که باعث میشد اشکای منو مادرم بیشتر سرازیر بشه فیلیمو ورود به حساب کاربری پول عملش ده میلیون میشد چی کار میکردم؟میذاشتم بمیره؟هیچکس بهم پول نمیداد مجبور شدم این رقمو قبول کنم فیلیمو ورود عصبی چنگی توی موهاش زدو عقب گرد کرد

فیلیمو ورود تلویزیون من این پولو ندارم 

دور خودش چرخی زدو همونطور که دستاش بین موهاش بود سرشو روبه آسمون بلند کرد فیلیمو ورود تلویزیون من این پولو ندارم بهتون بدم مهلت هم نمیتونم ازتون بخوام چون فایده ای نداره پاشا مهلت؟به نظرم مهلت دیگه فایده ای نداره آقای زمانی بهتره همین الان بدهیرو صاف کنید

فیلیمو ورود نماوا الان نداریم

فیلیمو ورود نماوا الان نداریم بهتون بدیم باور کنید خونمونم پنجاه میلیون نمیکنه وگرنه میفروختیم نصف بدهیتونو میدادیم پاشا نه نیازی به این کارا نیست خانوم میشه برگرو لطف کنید بهم بدید؟ فیلیمو ورود ملکه گدایان برگرو سمت فیلیمو ورود و ثبت نام گرفت پاشا نگاهی به برگه کرد و توی هوا تکونش داد روبه پدرم با لحنی که خونسردی زاتیشو به رخ می کشوند گفت: پاشا این برگه اگه از بین بره فقط یه اصل ازش میمونه که االنم همراهمه و بعد در کمال ناباوری دیدم که کاغذو جلوی چشمامون پاره کرد هممون از این کارش جا خورده بودیم با تعجب داشتم بهش نگاه میکردم یعنی میخواست چی کار کنه؟چه نقشه ای توی سرش بود؟

فیلیمو ورود هم جا خورده بود توجهشو به ما داده بود تا ببینه ته این قضیه چی میشه پاشا من سود پولمو نمیخوام حتی اصلشم نیاز ندارم اما برای پاس کردن این بدهی یه پیشنهاد براتون دارم که فکر نکنم زیاد سخت باشه آب دهنمو سخت قورت دادم یعنی چه پیشنهادی میخواست بده؟ پاشا که همچنان قیافه جدیشو حفظ کرده بود نیم نگاهی به من کرد بعد به سمت پدرم برگشت پاشا ازتون میخوام دیگه اجازه ندید دخترتون جایی کار کنه توی خونه بمونه و دیگه پاشو اون خراب شده ها نذاره همه از این پیشنهادش حسابی جا خورده بودن برای چند ثانیه نفس کشیدن یادم رفت به سمت پدرم برگشتم تا ببینم عکس العملش چیه که دیدم اونم از شدت تعجب چشماش حسابی گرد شده و جا خورده پاشا توی چندتا از مهمونی ها دیدمشون البته این مهمونی اخری که توش کار میکرد مهمونی خودم بود 

مطالب مشابه


آخرین مطالب